تبليغاتX
مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

اولین مجله اینترنتی علمی، آموزشی و فنی در زمینه مدیریت بحران و سوانح به زبان فارسی

اخیرا در موزه علوم لندن نقشه ای جدید از بحران تغییرات آب و هوایی با استفاده از نظرات و تحقیقات دانشمندان مختلف دنیا تهیه و در معرض دید عموم قرار داده شده است. این نقشه نشان می دهد که خشکیها بخصوص در مناطق قطبی که سریعتر از آبها گرم  می شوند بیشترین تغییرات آب و هوایی و به عبارتی گرمایش را تجربه خواهند کرد.

نقشه نشان دهنده اقزایش متوسط 4 درجه سانتیگراد در درجه حرارت کره زمین می باشد که به نوبه خود بحران بزرگی برای ساکنان کره زمین می باشد.  این افزایش گرما تا سال 2060 در صورتی که اقدامات موثری برای کاهش گازهای گلخانه ای صورت نگیرند بوقوع خواهد پیوست.  به نظر می رسد هدق اصلی این نقشه افزایش آگاهی عمومی و همچنین فشار بر سیاست مداران برای اتخاذ تصمیمات جدی در جلسات پیش روی بین المللی در این زمینه می باشد.


افزایش درجه حرارت به این میزان باعث می شود که بازده محصولات کشاورزی بویژه غلات در مناطقی که در حال حاضر مناطق اصلی تولید این محصولات هستند به میزان 40 تا 50 درصد کاهش یابد. این مساله همچنین منجر به کاهش دسترسی به آب توسط بخش عمده ای از جمعیت جهان خواهد شد.  علاوه بر این، این پدیده  باعث از بیت رفتن بخش قابل ملاحظه ای از جنگلهای آمازون هم می شود.  به همین ترتیب پیش بینی می شود که این افزایش درجه حرارت باعث افزایش تهداد طوفانها، گردبادها، خشکسالی و آتش سوزی چنگلها خواهد شد. 

 برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید:

http://www.guardian.co.uk/environment/interactive/2009/oct/22/climate-change-carbon-emissions

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 7:17  توسط دکتر علی عسگری  | 

با شیوع آنفولانزای خوکی و یا آنفلونزای از نوع A کارشناسان انواع راههای پیشگیری و جلوگیری از شیوع بیشتر آن را پیشنهاد داده اند.  یکی از این راهها رعایت فاصله از یکدیگر است که در این میان دست ندادن افراد با یکدیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است.  از طرفی دست دادن باعث می شود که افراد به میزان قابل توجهی به هم نزدیک شوند و این نزدیکی باعث انتقال ویروس شده و از طرف دیگر در صورتی که دست یکی از افراد آلوده باشد باعث آلوده شدن دستان افراد دیگر شده و در صورتی که این افراد دستهای خود را قبل از شستن به دهان و صورت خود بگذارند دچار آلودگی خواهند شد.  بنابر این اگر چه دست دادن به خودی خود مشکل آفرین نیست ولی اگر افراد پس از دست دادن دستهای خود را شست و شوی مناسب بدهند  امکان انتقال ویروس ضعیف خواهد بود.  از آنجا که در محیطهای جمعی تشخیص اینکه چه کسی حامل ویروس است کار مشکلی است لذا برای پیشگیری بهتر است نکات بهداشتی توصیه شده مورد توجه قرار گیرند.  به همین دلیل سازمانها و موسسات مختلف اکنون از کارکنان و مراجعان خود می خواهند تا در طول بحران آنفلونزای خوکی از دست دادن به هنگام ملاقات پرهیز نمایند.  به عنوان مثال اکنون کلیساها به مراجعان خود توصیه می کنند که از دست دادن و معاشرت از نزدیک خودداری نمایند. 

البته شاید این کار در برخی از کشورها که دست دادن به عنوان ادای احترام چندان رایج نیست و حتی در کشورهای غربی که دست دادن معمولا فقط در اولین دیدارها و یا در بین اقشار خاصی از مردم رایج است کار ساده ای است.  ولی دست ندادن در ایران به نظر می رسد که بسیار مشکل باشد.  زیرا در بین بسیاری از ایرانی ها دست دادن به گونه ای عادت تبدیل شده است. به طوری که بسیاری از افراد در هر روز چندین بار با یکدیگر و به عبارتی در هر ملاقات روزانه با یکدیگر دست می دهند.  این مشکل زمانی بیشتر می شود که در ابتدای یک جلسه با یکدیگر دست می دهیم و در حین جلسه مشغول خوردن میوه ، شرینی و یا دست زدن به دهان و صورت خود می شویم بدون آنکه امکان شستن دست خود را پبدا نماییم.  البته دست دادن در شرایط عادی نوعی از آداب و رسوم ارزشمند اجتماعی است که باید حفظ شود ولی در شرایط بحرانی افراد باید بطور آگاهانه آن را حتی الامکان محدود نمایند.  در برخی از متون غربی ملاحظه کرده ام که عده ای تلاش کرده اند تا روشهای جایگزینی را ابداع نمایند.  به نظر من این کار نیاز به جایگزین ندارد.  درد سرهای روشهای جایگزین چندان کمتر از خود دست دادن نیستند.  بهترین روش در این شرایط سلام و احوال پرسی بدون دست دادن است. ولی آیا ما می توانیم این عادت را کنار بگذاریم؟  اگر چه این سوالی کلی است ولی به نوبه خود می تواند موضوع تحقیق جالبی برای دانشجویان علاقمند به این مباحث باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:52  توسط دکتر علی عسگری  | 

دیروز یعنی چهاردهم اکتبر و دومین چهارشنبه این ماه به عنوان روز جهانی آمادگی در برابر بلایا توسط مجمع عمومی سازمان ملل نام گذاری شده بود.  بطور تصادفی امسال در چنین روزی من در کره جنوبی و در شهر سئول بودم.  کره جنوبی کشوری است که هرگز به اندازه ایران نه تجربه علمی و نه عملی در زمینه بلایا، بحرانها و مدیریت بحران دارد ولی اکنون و در زمانی بسیار کوتاه و از سال 2004 به دلیل استفاده از تجربیات دیگران و بخصوص تجربه آمریکا نهادسازی های مهمی در زمینه مدیریت بحران تشکیل داده است که از نظر اینجانب توانسته است خلاء های تجربیات علمی و عملی گذشته را به سرعت پر نمایند.  ایران علیرغم داشتن تجربیات فراوان در این زمینه ها به دلیل نداشتن نهادهای مناسب هنوز دشواری های زیادی در مدیریت بحرانها و بلایا دارد.  هر کشوری با شرایط ایران از نظر بلایای طبیعی و غیر طبیعی حتما تا کنون نهادهای بسیار قوی و نقش آفرینی را برای مدیریت جامع آنها تشکیل می داد که می توانست الگویی برای دیگر کشورها باشد.  اتفاقی که در ایران هنوز بطور واقعی نیافتاده است.  هر گاه حادثه بزرگی رخ می دهد این ضعف و شکاف آشکارتر شده و اقداماتی گذرا در این خصوص انجام می گیرند ولی با گذشت زمان همه چیز مجددا به جای اول خود باز می گردد.  ضعف در نهادسازی در واقع باعث شده است که تجربیات منتقل نشده و سازماندهی امور از هماهنگی و انسجام و کارایی لازم برخوردار نباشند.  در عین حال که نهادهای گوناگون وجود دارند ولی بجای آنکه تکمیل کننده فعالیتهای یکدیگر باشند موازی یکدیگر و گاه در تقابل با یکدیگر عمل می نمایند.  سازمانهایی که باید به امر تحقیق بپردازند وارد عرصه های عملیاتی شده و سازمانهایی که باید به امر عملیات بپردازند کارهای تحقیقاتی انجام می دهند.  هر کدام دکترین و راهبرد متفاوتی را در مدیریت بحران دنبال می نمایند و ارتباطات عمودی و افقی آنها با نهادهای دیگر چندان روشن نیست.  نهادسازی در مدیریت بحران البته مفهومی بسیار وسیع و عمیق است که شامل کلیه نهادهای اداری، حقوقی و اجتماعی می شود.  اینها همه لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند.  من بارها در کنفرانس ها و مجامع علمی و حرفه ای در ایران بوده ام که شما از هر چه نام می برید (قانون، برنامه، سازمان، متخصص و کارشناس) به سرعت گفته می شود که ما آن را داریم و یا آن را انجام داده ایم  ولی در عمل برآیندی از وجود چنین چیزهایی کمتر مشاهده می شود.  اگر سوال کنید چرا چنین است، در حقیقت جواب آن در عدم نهادسازی درست است.  نهادسازی اصولا برای کاهش هزینه های مستقیم و غیر مستقیم و افزایش کارایی صورت می پذیرد.  اگر نهادها به موازی کاری و انجام اموری که در آنها تخصص ندارند و یا انجام آنها کمکی به نهادهای دیگر نکنند در واقع هزینه ها نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش نیز می یابند.  

از مهمترین آرزوهای من همواره این بوده است که ایران زمانی نهادی در شان و درخور در زمینه مدیریت بلایا و بحران به شکل مدرن آن داشته باشد.  کره جنوبی خیلی دیر شروع کرد ولی اکنون نهادی دارد که با توجه به برنامه ها و اقداماتی که در حال انجام دارند نهادی بسیار پیشرو و آینده ساز به نظر می رسد.  اگر باور نمی کنید به سایت زیر مراجعه کنید:  http://eng.nema.go.kr/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 3:16  توسط دکتر علی عسگری  | 

بحرانها انواع و اقسام دارند.  در حالی که برخی از بحرانها به طور ناگهانی و دفعی رخ می دهند ( مانند زلزله ) برخی دیگر به تدریج و در طول زمان رخ می دهند (مانند خشکسالی و تغییرات آب و هوایی).  اکنون مدتهای مدیدی است که دانشمندان در باره گرم شدن کره زمین و تغییرات آب و هوایی و نیاز به اقدامات گسترده برای مهار و یا کند کردن آن تا آنجا که این پدیده تحت تاثیر فعالیتهای انسانی است صحبت کرده اند.  از دیدگاه مدیریت بحران فقط ذکر همین نکته کافی است که در صورت ادامه روند کنونی بحرانهایی که امروزه به طور پراکنده در گوشه و کنار کشورها و جهان شاهد آن هستیم تبدیل به وقایعی روزمره خواهند شد.  با این حال به دلیل اینکه این پدیده ظاهرا به طور تدریجی در حال وقوع است و یا تصور می شود که این مشکل نسلهای بعدی است کمتر آن را جدی گرفته ایم. ولی باید توجه داشت که این پدیده شاید مهمترین موضوع قرن بیست و یکم باشد.

آگاه سازی و آموزش مردم و سیاست مداران نسبت به این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است.  یکی از روشهای بسیار کارآمد در این خصوص استفاده از فیلم ها است.  قبلا در این زمینه فیلمهایی تهیه شده اند.  شاید فیلم حقیقت تلخ (The inconvenience truth)  یکی از شناخته شده ترین فیلمها در این زمینه بود که البته در روشن سازی افکار عمومی نقش زیادی داشت.  این فیلم توانست نشان دهد که این پدیده واقعی است و  متاسفانه وجود دارد.  

اکنون زمان آن رسیده است تا تلاشها بر روی اقدامات متمرکز شوند و بنابر این فیلمهایی که بتوانند مردم و مسئولان را به اقدام در این زمینه وادار نمایند از اهمیت زیادی برخوردارند. در همین راستا فیلم دیگری تهیه و به بازار آمده است که به ما نسبت به عواقب عدم اقدام  هشدار می دهد.  نام این فیلم عصربی خردی (The Age of Stupid) است که توسط فرانی آرمسترونگ (Franny Armstrong) به صورت مستند- دراماتیک-انیمیشن تهیه شده و در آن بازیگر مشهور پت پست لثویت (Pete Postlethwaite) به ایفای نقش مردی می پردازد که در دنیای ویران سال 2050 میلادی زندگی می کند و در حالی که آرشیو فیلمهایی از سال 2008 را مرور می کند از خود می پرسد "چرا ما تغییرات آب و هوایی را زمانی که می توانستیم متوقف نکردیم؟"   اکرانهای اولیه این فیلم در انگلستان و استرالیا در مرداد امسال صورت گرفتند.  این فیلم از اول مهر وارد سینماهای جهان شده است. 

این فیلم در 7 کشور و در طول سه سال فیلم برداری شده است و شامل 6 مستند مجزا، قطعات آرشیوی و مقدار زیادی انیمیشن است. هزینه های اولیه این فیلم با هدایای 500 تا 35000 پوندی افراد علاقمند که بعدا در سود حاصله نیز شریک خواهند بود تامین گردید.   هدف اصلی این فیلم آن است که بگوید تغییرات آب و هوایی و پیامدهای آن جدی هستند و حرف زدن در باره آن کافی نیست بلکه باید عمل کرد.  این فیلم نشان می دهد که انسانها در حقیقت به دلیل عدم اقدام مناسب در سالهایی که فرصت و امکان آن را داشتند به نوعی خودکشی  در کره زمین کمک کردند.  البته شاید فیلم این نکته را القاء نماید که هم اکنون نیز برای اقدام کمی دیر شده است.

بدون شک این فیلم از جمله فیلمهایی خواهد بود که جای ویژه ای را در میان فیلمهای مرتبط با مدیریت بحران برای سالهای آینده خواهد داشت و کلیه کسانی که در این رشته کار و تدریس و تحقیق و تحصیل می نمایند باید آن را ببینند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 7:8  توسط دکتر علی عسگری  |