تبليغاتX
مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح

اولین مجله اینترنتی علمی، آموزشی و فنی در زمینه مدیریت بحران و سوانح به زبان فارسی

سال ششم: شماره چهارم: مطلب اول - نقش افراد سرشناس و مشهور در بحرانها: تجربه باغ هنر بم

معمولا بعد از بحرانها افراد سرشناس و مشهور جامعه مانند هنرمندان، هنر پیشگان، ورزشکاران، روحانیون، سیاستمداران و غیره به بازویی برای جمع آوری کمکهای مردمی برای کمک به بازماندگان و آسیب دیدگان و بازسازی مناطق خسارت دیده تبدیل می شوند. این افراد با حضور در بین مردم آسیب دیده و یا مردمی که خواهان کمک به آنها هستند مردم را تشویق و تحریک به کمک بخصوص کمکهای مالی بیشتر می نمایند. به ویژه در سالهای اخیر بعد از بحرانهای سونامی، طوفان کاترینا و زلزله هائیتی این اقدامات به اوج خود رسیدند و درصد بالایی از کمکهای مردمی با استفاده از این شیوه جمع آوری گردیدند.  تحقیقات علمی انجام شده از جمله تحقیق انجام شده توسط این نویسنده در کانادا نشان می دهند که مردم به درخواستهای افراد سرشناس و مورد علاقه خود در اعطای کمک به افراد آسیب دیده از بحرانها پاسخ مثبت داده و هم از نظر تعداد و هم از نظر مبلغ بر کمکهای خود می افزایند. مردم وقتی می بینند که هنر پیشه، خواننده، ورزش کار و یا سیاستتمدار مورد علاقه شان در فعالیتهای جمع آوری کمکهای مردمی شرکت کرده و از آنها می خواهد که به مردم آسیب دیده کمک نمایند انگیره ها و تمایلات بیشتری به این کار نشان می دهند.  

مردم ایران در امر کمک رسانی در بحران ها سابقه نسبتا طولانی دارند و  همواره نشان داده اند که به هنگام نیاز به کمک هم نوعان خود می شتابند و هر گاه این کار با حضور افراد سرشناس اجتماعی توام شده است بر کم و کیف آن نیز افزوده شده است.  پروژه باغ هنر بم از معدود پروژه های پس از بحران در ایران بود که توسط هنرمند مشهور موسیقی فرهنگی ایران استاد شجریان به عنوان یکی از پروژه های بازسازی بم مطرح و جمع آوری کمکهای مردمی برای آن بلافاصله پس از زلزله بم آغاز گردید. 

برای کسانی که از این پروژه احتمالا اطلاعی ندارند لازم به توضیح است که پروژه باغ هنر بم در جنوب غربی شهر بم قرار دارد. باغ هنر ۷ هزار مترمربع زیربنا دارد سازه هایی مانند مدرسه موسیقی، گالری ها، کتابخانه هنری، واحدهای تجاری و فرهنگی و سالن اجتماعات را شامل می شود.  در طراحی این مجموعه سعی شده است از مفاهیم معماری اصیل و بومی ایرانی با تاکید بر ملاحظات اقلیمی و منطقه ای استفاده شود. هدف از ایجاد این مجموعه ایجاد فضایی فرهنگی و هنری در بم در کنار تقویت و ایجاد روحیه ای تازه در بین ساکنان بم بوده است. یکی از مهمترین اصول در بازسازی استفاده از تمامی ظرفیتهای موجود و مشارکتهای مردمی است.  پروژه باغ هنر بم  یکی از پروژه هایی بود که به دنبال استفاده از چنین ظرفیتهایی بود و با کمی هماهنگی و همراهی و مشارکت و صبر و شکیبایی می توانست الگویی برای نقش موثر و مفید افراد سرشناس و مشهور در فرایند بازسازی پس از بحرانها باشد.

این پروژه پس از گذشت سالها متاسفانه به سرانجام نرسیده است. اخیرا استاد شجریان رسما از ادامه این پروژه با واگذاری آن به شورای شهر بم کناره گیری خود را اعلام کردند. مطالعه دلایل عدم موفقیت این پروژه و پیامدهای آن می تواند ما را در انجام این قبیل تلاشها در بحرانهای آینده کمک نماید.

اظهار نظر در این خصوص نیازمند مطالعه و بررسی کلیه جوانب این پروژه از آغار تا کنون می باشد که در توان و مجال این بحث کوتاه نیست، در اینجا فقط مواردی کلی که ممکن است بتوانند راهنمای انجام مطالعاتی کاملتر در این زمینه باشند مورد اشاره قرار می گیرند.  

عامل سیاسی: نقش عوامل سیاسی در عدم موفقیت این طرح را نمی توان بعید دانست.  به نظر می رسد تفاوت دیدگاه سیاسی دست اندرکاران پروژه با دیدگاه سیاسی بخش دولتی و اعمال آن در تصمیم گیری ها در مورد این پروژه نقش تاثیر گذاری در به سرانجام نرسیدن این پروژه داشته است.  به همین دلیل پروژه باغ بم  که در میانه راه نیاز به حمایت های مالی و اداری و کمکهای بیشتری بخصوص از جانب دولت داشت به دلیل اختلاف دیدگاههای سیاسی در اولویت چندانی قرار نگرفت. اگر چه دیدگاههای سیاسی در زمان بحران و روزهای بلافاصله پس از آن کم رنگ می شوند ولی با گذشت زمان دوباره وارد محاسبات شده و بر تصمیم گیری ها تاثیر می گذارند. 

عامل بروکراسی:  بروکراسی و طی مراحل آن همیشه مانع از انجام پروژه هایی هستند که با روال های مرسوم اداری هماهنگی ندارند. این پروژه در حقیقت از جمله پروژه هایی بود که در این دسته قرار می گرفت.  این در واقع کاری جدید بود که روال های اداری موجود برای حمایت و پشتیبانی از آن کافی نبوده و آمادگی لازم را نداشتند.  اگر چه می توان این فرایندها را تغییر داد و یا ایجاد نمود ولی چون سازمانهای متعدد در سطوح مختلف دولت و غیر دولت در آن درگیر هستند معمولا کاری وقت گیر و طاقت فرسا است. این همان چیزی است که استاد شجریان از آن به عنوان نگاه سرد اداری نام می برد. به همین دلیل وقت و نیروی افراد بجای آنکه صرف پروژه اصلی شود صرف ایجاد و یا بر هم زدن موانع اداری و بروکراسی می شود. البته ما باید این انعطاف پذیری را در سیستمهای اداری خود ایجاد نماییم تا بتوان کارهای بزرگ و جدید را با سرعت مناسب خود انجام دهیم.

عامل مالی. معمولا پس از بحرانها مردم در شرایط احساسی موجود هر طور که به میزان توان خود در کمک مالی مشارکت می کنند ولی با گذشت زمان و آرام شدن اوضاع همه چیز به حالت عادی بر می گردد.  به نظر می رسد که برنامه ریزی این پروژه بر مبنای احساسات اولیه مردم پایه ریزی شد ولی چون این احساسات پایدار نماندند پروژه به سرعت با کمبود منابع مالی لازم برای اتمام مواجه گردید.  ال اینکه در سال 1386 دولت حدود 600 میلیون تومان کمک به این پروژه اختصاص می دهد ولی چون نحوه هزینه کرد آن را حق خود می داند مورد قبول استاد شجریان واقع نمی شود.  

اولویتها- اگر چه تاسیسات فرهنگی باید در اولویت برنامه های بازسازی قرار داشته باشند ولی اولویت اصلی دستگاههای بازسازی بم، بازسازی تاسیسات و ساختمانهای فرهنگی موجود قبل از زلزله بود تا بتوانند با سرعت بیشتری اوضاع را به حالت قبل از زلزله بر گردانند. پروژه باغ بم در واقع پروژه ای توسعه ای بود که شاید در اولویتهای بعدی دولت و سازمانهای بازسازی قرار داشت و بنابر این فقط می توانست روی منابع مالی جمع آوری شده برای آن اتکا نماید.

عامل اعتماد و هماهنگی: بررسی اجمالی آنچه در مورد این پروژه اتفاق افتاده است نشان می دهد که نوعی عدم اعتماد متقابل و در مواردی غیر ضروری بین افراد و دستگاههای مختلف درگیر در این پروژه وجود داشته است. این در حالی است که یکی از شروط اصلی موفقیت پروژه هایی از این قبیل مشارکت همه نهادها بر مبنای اعتماد و همکاری متقابل است.

صاحبان اصلی همه این پروژه ها اعم از آنکه با کمک مستقیم مردم و یا کمک مالی دولت باشد مردم هستند و همانطور که شروع این پروژه با مراجعه به مردم آغاز شد لازم است برای پایان آن هم به مردم مراجعه شود. به هر حال تمام کسانی که به تامین مالی این پروژه در ابتدای کار کمک کردند این کارشان را از خاطر نبرده و امیدوارند که نتیجه آن را ببینند. شکست این پروژه در واقع آنها را نسبت به حمایت از این اقدامات در آینده دلسرد می نماید. شکست این پروژه در واقع شکست یکی از جلوه های زیبای بازسازی پس از بحرانها در ایران است. ما باید از این تجربه ناموفق درسهای زیادی برای موفقیت در آینده بگیریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 20:23  توسط دکتر علی عسگری  | 

سال ششم: شماره سوم: مطلب سوم - فساد و مدیریت بحران

حوزه مدیریت بحران همانند بسیاری از حوزه های فعالیتی بشری از فساد و سوء استفاده بخصوص سوء استفاده های مالی در امان نیست. این مساله به ویژه بعد از وقوع بحرانها و در عرصه های امداد رسانی و باز سازی به دلیل شرایط خاص و نیازهای جامعه آسیب دیده بیشترظاهر می شود. متاسفانه فقط در برخی موارد این فسادها آشکار شده و به رسانه ها درز می کنند. این پدیده ناخوشایند می تواند تاثیرات منفی زیادی بر روند مدیریت بحران و فعالیتهای مربوط به آن داشته باشد. علیرغم اهمیت این مساله و علیرغم آنکه همیشه بعد از بحرانها شایعه فسادهای مختلف از جمله فسادهای مالی وجود داشته اند ولی این مساله کمتر موضوع تحقیقات و بررسی های علمی قرار داشته است. اگر چه سازمانهای بین المللی مانند سازمان بین المللی شفاف سازی (Transparency International) و بانک جهانی به مساله فساد در کشورهای مختلف و پروژه های توسعه آنها توجه داشته اند ولی فساد در مدیریت بحران و کمک رسانی به آسیب دیدگان بعد از بحرانها کمتر مورد توجه آنها قرار داشته است. در سطح جهانی، با آنکه گزارشاتی در زمینه فسادهای مالی در کمک رسانی بعد از بحرانها از دهه های قبل وجود داشته اند، ولی سونامی آسیا در سال 2004 و فسادهای مالی رخ داده بعد از آن نقطه شروع توجه جهانی به این مساله شد. مسایل فساد اخلاقی و مالی قبل از آن در جریان بحرانهای ناشی از جنگهای داخلی در رواندا (به صورت سوء استفاده های جنسی از کودکان و زنان در قبال اعطاء کمکها) و اشغال عراق (برنامه نفت در برابر غذا) به سطح رسانه ها کشیده شده بودند. فسادهای مالی رخ داده بعد از طوفان کاترینا در آمریکا هم نشان داد که این پدیده منحصر به کشورهای درحال توسعه و فقیر نبوده و گریبانگیر کشورهای توسعه یافته نیز می باشد. در جریان سونامی آسیا مساله فساد در مدیریت بحران به نقطه قابل توجه رسید و سازمانهای بین المللی را مجبور به انجام بررسی ها و ارایه گزارشهایی در این زمینه نمود.

 

از نظر سازمان شفاف سازی بین المللی "فساد عبارت است از سوء استفاده از قدرت اعطآ شده برای کسب منافع خصوصی". شرایط بحرانی متاسفانه وضعیتهایی را ایجاد می نمایند که زمینه های سوء استفاده برای افراد سوء استفاده کننده فراهم می شوند. این وضعیتها عبارتند از : 1) نیاز به واکنش سریع برای نجات افراد و کاهش خسارات و امداد رسانی بعد از بحرانها که باعث می شوند کنترل ها و مراقبتهای شرایط عادی کنار گذاشته شوند و در فقدان این کنترلها فرصت سوء استفاده و فساد برای عده ای بوجود می آید. 2) در برخی از موارد بحرانها باعث می شوند که زیر ساختهای قانونی یک کشور از بین بروند و به نوبه خود شرایطی را بوجود می آورند که زمینه های فساد فراهم می شوند.  3) سیستم مدیریت بحرانها معمولا به صورتی است که مدیران و افراد کلیدی دائما در حال تغییر بوده و افرادی که در سمتهای مدیریتی قرار می گیرند به دلیل شرایط سخت مناطق بحران زده و یا اینکه این افراد وظایف معمول مدیریتی خود را نیز دارند دائما عوض می شوند. این باعث عدم ثبات مدیریتی و عدم آشنایی مدیران با محیط و شرایط آن شده و به نوبه خود زمینه های سوء استفاده و فساد را فراهم می آورد.

نتایج بررسی های انجام شده در این زمینه نشان می دهند که:

1) احتمالا ریشه کن کردن کامل فساد در مدیریت بحرانها امری ممکن نیست. آنچه مهم است تلاش برای محدود کردن آن تا حد ممکن است.

2) برنامه های مدیریت بحران تا کنون توجهی به این پدیده نداشته اند. بهتر است برنامه ریزان و مدیران بحران این مساله را در برنامه های خود مورد توجه قرار داده و اقدامات لازم برای پیشگیری از فساد ها را در برنامه ها وارد نمایند.

3) افراد فعال در مدیریت بحران و مردم آسیب دیده از بحرانها غالبا کانالهای شفاف و از پیش تعیین شده برای گزارش کردن فسادها در هنگام بحرانها را در اختیار ندارند. بهتر است ساز و کارهای مشخصی در این زمینه به وجود آیند.

4) سازمانهای مدیریت بحران لازم است تعریف یکسانی از فساد داشته باشند. برخی صرفا بر فسادهای مالی تمرکز دارند در حالی که برخی دیگر فقط فسادهای اخلاقی را مد نظر قرار می دهند.

5) در مواردی ارتباط بین سازمانهای مرکزی دخیل در مدیریت بحران و امداد رسانی و نیروهای عملیاتی شان بسیار ضعیف است. سیاستها و برنامه هایی که ممکن است توسط سازمانهای مرکزی برای کنترل فساد در نظر گرفته شده باشند ممکن است به خوبی در محل وقوع بحرانها اجرا نشوند.

6) در عرصه های فعالیتی دیگر اقدامات زیادی برای مقابله با فساد صورت گرفته اند  که می توان از تجربیات آنها در زمینه مبارزه با فساد در مدیریت بحران استفاده نمود.

7) مبارزه با فساد در فعالیتهای مدیریت بحران نباید منجر به کاهش کارایی و سرعت در کمک رسانی و فعالیتهای مربوطه بشوند.

8) سازمانهای درگیر در بحرانها و مدیریت آن باید حساسیتهای لازم را نسبت به مساله فساد داشته باشند و تلاش نمایند تا برای حفظ سلامت عملکرد و اعتبار خود مانع از بروز این پدیده شوند.

این مطلب چکیده ای از مقاله زیر می باشد.

Daniel Maxwell ; Sarah Bailey; Paul Harvey; Peter Walker; Cheyanne SharbatkeChurch; Kevin Savage, "Preventing corruption in humanitarian assistance: perceptions, gaps and challenges, Disasters (January 2012), 36 (1), pg. 140-160.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:31  توسط دکتر علی عسگری  | 

سال ششم: شماره سوم: مطلب دوم-مدیریت بحران در دانشگاهها (نمونه دانشگاه یورک)

از چند سال پیش که موج مدیریت بحران در دنیا بخصوص در آمریکای شمالی شدت گرفت، دانشگاهها و مراکز آموزشی نیز اقدامات گسترده ای را برای برنامه ریزی و مدیریت بحران در محدوده های خود آغاز کردند. اکنون بسیاری از دانشگاهها در آمریکا و کانادا دارای سازمانها و برنامه های مدیریت بحران می باشند.  از آنجا که معمولا دانشگاهها واحدهای مستقلی می باشند و همچنین از نظر مساحت بسیار بزرگ هستند و در مواردی حتی هم اندازه و یا بزرگتر از شهری که در آن فعالیت می نمایند می باشند داشتن برنامه های مدیریت بحران برای آنها بسیار مهم است.  دانشگاه یورک در تورنتو با بیش از 55 هزار دانشجو، استاد و کارمند دومین و یا سومین دانشگاه بزرگ کانادا است که در حقیقت همانند شهری در درون شهر تورنتو است.  اگر انتظار می رود شهرهایی که دارای جمعیتی در این حدود هستند باید برنامه و سازمان مدیریت بحران داشته باشند چنین مراکزی با چنین جمعیتی طبیعتا نباید از این قاعده مستثنی باشند.  اگر چه قانونی وجود ندارد که دانشگاهها باید چنین تشکیلاتی را داشته باشند ولی دانشگاهها به منظور نشان دادن اینکه به این مساله توجه کافی کرده اند و همچنین برای کاهش خسارات ناشی از پیامدهای بحران های احتمالی و همچنین در رقابت با سایر دانشگاهها اقدامات لازم در این زمینه را شروع کرده اند. یک دانشگاه مانند یک اجتماع دیگر با مخاطرات زیادی مواجه است. برخی از اینها مخاطرات درونی و برخی مخاطرات بیرونی می باشند. دانشگاه یورک به دلیل بزرگ بودن و قرار داشتن در کلان شهر تورنتو از جمله دانشگاههایی است که شاید بیشترین موارد بحران را در سالهای اخیر تجربه کرده است. مخاطرات طبیعی مانند طوفان برف و سیل بارها موجب اختلال و تعطیلی دانشگاه شده اند. آتش سوزی در سیستمهای گرمایی در زمستان و همجنین نشت مواد سمی از تاسیسات آزمایشگاهی و اعتصاب کارمندان و یا اساتید و همچنین تهدید به بمب گذاری بطور متناوب در دانشگاه اتفاق می افتند. جرایم انسانی در محوطه دانشگاه و یا ساختمانهای مجاور که عمدتا محل سکونت دانشجویان است، تظاهرات های دانشجویی از نمونه های دیگر این اتفاقات می باشند. دانشگاه یورک همچنین در مسیر فرود هواپیماهایی که در فرودگاه بین المللی تورنتو که شلوغترین فرودگاه کانادا است قرار دارد. دانشگاه همچنین در محاصره تاسیسات حمل و نقل ریلی و مخارن انباشت مواد نفتی است. به همه اینها باید مسایل مربوط به اینترنت و شبکه ها و امنیت شبکه ای را افزود.  به هر صورت یک دانشگاه همانند هر سازمان و یا اجتماعی با مخاطراتی که می توانند بخران ایجاد نمایند می باشد که لازم است تدابیر لازم برای مدیریت درست و به موقع آنها اندیشیده شوند. 

روز گذشته (یازدهم اکتبر) یکی از رورهای بحرانی برای دانشگاه یورک بود که دانشگاه مجبور شد برخی از برنامه های مدیریت بحران خود را فعال نماید.  در حالیکه کارگرانی در محوطه مرکزی دانشگاه مشغول احداث ایشتگاه مترو بودند یکی از دکل های حفاری واژگون گردید و موجب کشته شدن یکی از کارگران شد. اگر چه این تاسیسات و فعالیتهای ساختمانی آن ربطی به دانشگاه ندارد ولی به دلیل آنکه در محوطه دانشگاه انجام می شوند بر دانشگاه اثر می گذارند. از آنجا که دکل واژگون شده در مجاورت ساختمان یکی از دانشکده ها (مدرسه بازرگانی شولیک -( Schulich School of Business) قرار داشت دانشگاه اقدام به تخلیه اضطراری این ساختمان و تعطیلی فعالیتهای آن داد و ورود اتوبوسهای مسافری به محدوده داخل دانشگاه محدود گردید. برای اطلاع رسانی به دانشجویان و دیگران سیستمهای اطلاع رسانی بحران دانشگاه شروع به کار نمودند. برای این منظور سیستمهای تلوزیونی در سراسر دانشگاه نصب شده اند که در مواقع بحرانی پیامهای لازم را به افراد در محیط دانشگاه منتقل می نمایند.  

دانشگاه یورک دارای اداره ای با 3 کارمند مخصوص برنامه ریزی و مدیریت بحرانها می باشد. این افراد در مواقع عادی مشغول تهیه برنامه های کاهش مخاطرات و آمادگی در برابر بحرانها مانند آموزشها و تمرینات و اطلاع رسانی هستند. دانشگاه همچنین مجهز به تاسیسات مرکز عملیات بحران (Emergency Operations Centre) می باشد که در شرایط بحرانی فعال شده و فرماندهی بحران که در حقیقت بر عهده رئیس دانشگاه و یا جانشینان او می باشد از آنجا صورت می پذیرد. 

مطالعاتی که اخیرا توسط نویسنده با بررسی میدانی از دانشجویان دانشگاه انجام شد نشان می داد که دانشجویان از این بحرانها به شدت متاثر شده و هزینه های زیادی را برای آنها ایجاد می نماید. بنابر این دانشگاهها با داشتن برنامه های مدیریت بحران می توانند این هزینه ها را به شدت کاهش دهند.  اعتصاب سال 2008 و 2009 که نزدیک به سه ماه به طول انجامید یکی از بحرانهایی بود که خسارات زیادی به دانشگاه و دانشجویان و کلیه بنگاههای اقتصادی فعال در دانشگاه وارد آورد. این بحرانی بود که به درستی مدیریت نشد. آتش سوزی در سیستم گرمایی دانشگاه در دسامبر سال 2010 و هنگام امتحانات آخر ترم به خوبی مدیریت شد ولی برای کسانی که نتوانستند امتحانات خود را در آن روز که در دانشگاه وضعیت اضطراری اعلام شد برگزار نمایند عواقب بعدی زیادی داشت. به هر حال دانشگاه یورک اکنون یکی از دانشگاههای کانادا است که تجربیات زیادی در مدیریت بحران داشته و اقدامات زیادی را برای برنامه ریزی و مدیریت بحرانها انجام داده و می تواند الگویی برای دانشگاهها و مراکز آموزشی دیگر که نیاز به تهیه این برنامه ها داشته و در ابتدای راه هستند باشد. برای اطلاعات بیشتر در مورد برنامه های مدیریت بحران دانشگاه یورک کی توانید به وب سایت زیر مراجعه نمایید.

http://www.yorku.ca/epp/index.htm



    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 7:5  توسط دکتر علی عسگری  | 

سال ششم: شماره سوم: مطلب اول - زلزله، علم، عدالت: دوره ای جدید در مدیریت بحران

مدتی بعد از آنکه زلزله مخرب پنجم آوریل سال 2009 لاکوایلا (L’Aquila) در ایتالیا به وقوع پیوست پرونده ای در دادگاهای ایتالیا به جریان افتاد که هنوز هم ادامه دارد. در این زلزله 309 نفر کشته، 1500 نفر زخمی و بیش از 20 هزار ساختمان تخریب و نزدیک به 65 هزار نفر بی خانمان شدند.  شاکیان این پرونده که اغلب خانواده قربانیان را تشکیل می دهند شش نفر از دانشمندان و کارشناسان سازمانهای مدیریت بحران (دفاع غیر نظامی) و مشاوران دانشگاهی آنها را در عدم مدیریت درست بحران بخصوص در زمینه ارزیابی خطر و اطلاع رسانی و آموزش مردم در این زمینه مقصر می دانند. سمت این افراد بطور مشخص عبارت است از: رئیس موسسه ملی ژئوفیزیک و آتشفشان شناسی در رم (Enzo Boschi)، یکی از اساتید دانشگاه رم (Franco Barberi)، رئیس بخش خطر زلزله سازمان حفاظت مردمی (مدیریت بحران) ایتالیا (Mauro Dolce)، یکی از اساتید دانشگاه جنوا (Claudio Eva)، رئیس موسسه ملی زلزله (Giulio Selvaggi)، رئیس مرکز اروپایی آموزش و تحقیق مهندسی زلزله (Gian Michele Calvi) و معاون سابق سازمان حفاظت مردمی ایتالیا (Bernardo De Bernardinis).

اولین واکنش ها به این پرونده جنایی از سوی بیش از 5000 دانشمند و متخصص سراسر جهان بود که طی نامه ای به نخست وزیر ایتالیا تنها گناه این افراد را قصور در پیش بینی کوتاه زلزله تلقی کردند که از نظر علمی و فنی هنوز برای بشر مقدور نیست. این پرونده محکومیت های جهانی از سوی سازمانهای مختلف را در پی داشت.

البته نظر مردم و وکلای این پرونده با دیدگاه متخصصان متفاوت است.  آنها معتقدند که پرونده آنها هیچ ربطی به پیش بینی زلزله ندارد. آنها دستگاههای دولتی و مشاوران علمی آنها را در ارزیابی درست خطر و اطلاع رسانی صحیح به مردم مقصر می دانند. در این پرونده 224 صفحه ای آمده است که اعضای کمیسیون ملی پیش بینی خطرات بزرگ (National Commission for Forecasting and Predicting Great Risks) که یک هفته قبل از زلزله در شهر لاکوایلا جلسه داشتند اطلاعات ناقص، غیر دقیق و متضاد به مردمی که هفته ها شاهد لرزش های خفیف زمین در منطقه خود بودند دادند. آنها براین باورند که این افراد بجای آنکه به مردم در مورد آمادگی در برابر خطر اطلاع دهند آنها را لرزه هایی جزیی تلقی کردند.  شاکیان بر این باورند که وظیفه این افراد طبق قانون ارزیابی ریسک با ملاحظه همه شرایط از جمله آسیب پذیری بالای ساختمانهای قدیمی و ارایه دستورالعمل های مناسب برای کاهش خطرات بوده است.  آنها می گویند که پیامهایی مبنی بر اینکه "آرام باشید، نگران نباشید" که در پی زلزله های خفیف قبل از زلزله اصلی رخ داد مردم را گمراه کرد و به آنها نوعی اطمینان غلط داد بطوریکه حتی در شب زلزله هم مردم به حساب آنکه این زلزله های خفیف مشکلی ندارند اقدامی برای حفاظت جدی از جان خود انجام ندادند. آنها می گویند که اگر این اطلاعات غلط به آنها داده نشده بود آنها با دانش خود و آنچه از بزرگان خود در طول زمان یاد گرفته بودند می توانستند واکنشهای بهتری در شب زلزله از خود نشان دهند.  اگر چه معلوم نیست نتیجه این پرونده چه زمانی و چگونه پایان یابد به تدریج اثرات خود را در ایتالیا گذاشته است و اکنون دانشمندان و کارشناسان در ارایه اطلاعات به مردم احتیاط بیشتری به خرج می دهند. 

صرف نظر از نتایج پرونده اکنون کارشناسان و دانشمندان با مرور دقیق تر این پرونده در حال رسیدن به این نتیجه هستند که باید روشهای پیشین خود در ارزیابی خطرات و اطلاع رسانی به مردم در این خصوص تغییر دهند.  ما باید قبول کنیم که مردم توقعاتشان از علم و ودانشمندان و کارشناسان بالا رفته است و باید در ارایه اطلاعات درست و شفاف به آنها دقت بیشتری به خرج دهیم.  این کار باید با درستی و دقت صورت گیرد. کاری که احتمالا در مورد لاکولیا به درستی انجام نشده است.  داستان این پرونده بسیار جالب است و مطالعه با دقت آن به همه علاقمندان توصیه می شود. به طور خیلی خلاصه می توان گفت که منطقه مورد نظر منطقه ای زلزله خیز است. در سال 1703 میلادی همین شهر در زلزله ای بزرگ ویران شده بود. از سال 2008 زلزله های خفیفی مرتبا رخ می دادند و در این مدت بررسی هایی توسط دانشمندان بر روی آنها صورت گرفت. در این میان فردی (Giampaolo Giuliani) با اندازه گیری گاز رادون (Radon) اقدام به پیش بینی زلزله کرد که نگرانی ها و در عین حال توجهات مردم را به خود جلب کرد.  بالاخره کار این پیش گویی ها  منجر به واکنش دولت و دستگاههای مربوطه شد. آنها در جلسه ای که در لاکوایلا تشکیل دادند ضمن رد پیش بینی های این فرد به این نتیجه رسیدند که احتمال وقوع زلزله ای به بزرگی زلزله سال 1703 بسیار بعید است.  البته آنها  وهمه افراد دیگر بر این باور نبوده اند که شهر از نظر خطر زلزله منظقه امنی است. آنچه آنها در این جلسه کمتر به آن پرداختند آسیب پذیری و اقداماتی است که مردم و شهر باید انجام دهند تا خطر را کاهش دهند.  شاکیان این پرونده می گویند که این جلسه که با حضور این افراد تشکیل شده بود بجای توجه به مساله اصلی صرفا به بی اعتبار نشان دادن پیش بینی های فردی که از روی اندازه گاز رادون زلزله را پیش بینی کرده بود پرداخت و به مردم اطمینان داد که زیاد روی پیش گویی های این فرد حساب نکنند. اگر چه زلزله بزرگ مطابق پیش بینی این فرد رخ داد و کار را پیچیده کرد.  افراد کلیدی حاضر در این جلسه به همراه شهردار شهر لاکولیا در یک کنفرانس خبری به مردم گفتند که وضعیت لزره ای در شهر لاکولیا کاملا عادی است و خطری را متوجه مردم نمی کند و این تیم حتی تا آنجا پیش رفت که به مردم بگوید که در حقیقت این وضعیت مطلوبی است زیرا این زلزله های خفیف باعث تخلیه تدریجی انرژی شده و مانع از رویداد زلزله ای بزرگ می شوند.  این اطمینان بخشی تا جایی پیش رفت که شهردار در پاسخ به سوالی که "پس خیالمان راحت باشد و برویم یک نوشیدنی بنوشیم" گفت "حتما".

شاکیان بر این باورند که آنها اطلاعات و علایم غلط از دانشمندان و مسئولان دریافت کردند. بر عکس باید به آنها گفته می شد که با توجه به شرایط شهر و خطر زلزله آنها باید اقدامات لازم برای پیشگیری و کاهش اثرات را انجام دهند. از طرق دیگر وکلای متهمین هم این نظر را رد می کنند. آنها می گویند که نقشه های زلزله خیزی منطقه که از قبل تهیه شده بودند و برخی از این متهمین در تهیه و تصویب آنها نقش داشتند خطر زلزله در این شهر را بسیار زیاد ارزیابی کرده اند و مردم باید این را مورد توجه قرار می دادند.

در انتها آنچه که مسلم است این است که نتایح این دادگاه در بلند مدت منجر به تغییرات اساسی در شیوه درگ و برخورد نسبت به این پدیده اعم از ارزیابی علمی، تصمیم گیری و اطلاع رسانی به مردم خواهد شد. زلزله بخشی از فرایند طبیعی زمین است، مردم در پی دیدن خسارت دنبال مقصر می گردند و زمان اینکه طبیعت را مقصر بدانند تمام شده است. آنها اگر خود را مقصر ندانند قطعا به دنبال پیدا کردن مقصر در جای دیگری می گردند و در مواردی که دانشمندان، کارشناسان و مسئولان دقت لازم را در کارشان ننمایند زمینه مساعدی را برای کشیدن بار تقصیر فراهم می نمایند.

این مطلب با استفاده از مقاله  استفن هال (Stephen S. Hall)  از دانشگاه نیویورک تهیه شده است. این مقاله در شماره 477 مجله نیچر با عنوان At Fault? به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 7:49  توسط دکتر علی عسگری  |