سال هشتم-شماره اول-مطلب دوم: مجله مدیریت جامع بحران
اولین مجله اینترنتی علمی، آموزشی و فنی در زمینه مدیریت بحران و سوانح به زبان فارسی
یکی از سوالاتی که ممکن است برای علاقمندان به مدیریت بحران هنگام انتخابات در هر کشوری مطرح می گردد این است که رابطه انتخابات و مباحث و برنامه های مدیریت بحران چیست. قبل از پرداختن به جواب این سوال باید منظور خود سوال روشن شود. اول اینکه منظور این سوال این نیست که وظیفه نظام مدیریت بحران به هنگام انتخابات ریاست جمهوری چیست. دوم اینکه منظور از بحران در این مطلب برداشت عامیانه آن نیست و بیشتر بحرانهای بزرگ طبیعی، صنعتی و انسان ساز را در بر می گیرد که مدیریت آنها در قلمرو سازمان مدیریت بحران است. سوم اینکه این سوال به بررسی این موضوع می پردازد که مباحث مربوط به مدیریت بحران و بلایا چه جایگاهی در گفتمانهای انتخاباتی دارند و تاثیر بحرانها بر انتخابات و همچنین تاثیر انتخابات بر نظام مدیریت بحران در کشور چگونه خواهد بود.
مدتی قبل به هنگام برگزاری انتخابات در آمریکا طی مطلبی توضیح دادم که مدیریت نسبتا خوب طوفان سندی در شرق آمریکا و بخصوص در ایالتهای نیویورک و نیوجرسی تاثیرات زیادی بر موفقیت باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال قبل در آمریکا داشت. این مساله به خوبی نشان داد که نحوه مدیریت بحرانها و بخصوص بحرانهای بزرگ و بویژه اگر خاطرات آن هنوز در اذهان عمومی زنده باشند می توانند در انتخاب مردم بسیار تاثیر گذار باشد. البته این تاثیر زمانی خواهد بود که دولتمردان و یا احزاب وابسته به آنها که بحران را مدیریت کرده اند در انتخابات حصور داشته باشند. اینکه بحرانهایی از این نوع و مدیریت آنها تاثیری بر دیدگاه مردم در انتخابات پیش رو در ایران داشته باشند بسیار بعید است چون تقریبا بعد از زلزله بم بحران بزرگی از این نوع در ایران رخ نداده است. شاید نزدیکترین بحران ها، زلزله های آذربایجان شرقی و بوشهر باشند که البته مقیاسی عمدتا محلی و استانی داشتند. اگر چه تاثیرات محلی آنها بر انتخاب مردم این مناطق نباید نادیده گرفت ولی به دلیل عدم حضور مستقیم دولتمردانی که مدیریت این بحران را بر عهده داشتند در انتخابات نمی توان بیش از اندازه بر تاثیرات این حوادث بر انتخابات پرداخت. بنابر این بعید به نظر می رسد که مدیریت بحرانها بخصوص وقتی که تمرکز بیشتر بر روی اقدامات مقابله و واکنش به بحرانها (response) باشد جایگاه زیادی در مباحث انتخابات کنونی داشته باشند. علاوه بر این همانند همه کشورها غالبا مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دیگر جایی برای پرداختن به موضوعات مدیریت بحران باقی نمی گذارند.
بسیاری از مسایل مربوط به مدیریت بحران مانند برنامه های پیشگیری و آمادگی در برابر مخاطراتی مانند سیل و زلزله و خشکسالی و غیره به دلیل ماهیت بلند مدت آنها معمولا در افق برنامه ریزی سیاست مدارانی که فقط به چهار سال و یا حداکثر هشت سال آینده می نگرند جایگاه چندانی ندارند. البته این به معنای آن نیست که کاندیداها اصلا به این مساله نخواهند پرداخت و نباید بپردازند. اگر کاندیداها سلامت و ایمنی مردم در برابر مخاطرات را در کنار شعارها و برنامه های دیگر خود مد نظر قرار دهند به ناچار وارد مباحث مدیریت بحران می شوند. هر چند محور سلامت و ایمنی مردم لزوما در راس مسایل مورد توجه کاندیداها نمی باشند. برای کشوری مانند ایران که همواره با مخاطرات بزرگی مانند زلزله، خشکسالی، سیل و مانند آنها مواجه است و هر کدام از شهرهای کوچک و بزرگ و بسیاری از روستاهای آن در هر لحظه از زمان ممکن است در اثر یک زلزله دچار خسارات و تلفات شدید شوند داشتن دولتی که نسبت به مدیریت خطرو ایمنی و سلامتی جامعه حساس باشد و برای بهبود آنها برنامه ها و راه کارهای کوتاه و بلند مدت موثر را ارایه دهد بسیار اهمیت دارد.
یکی از مهمترین جنبه های مدیریت بحران رسانه های جمعی و تعامل مدیریت بحران و رسانه ها می باشد. رسانه ها وظایف و نقشهای مهمی در مدیریت بحران بر عهده دارند. اطلاع رسانی و کنکاش پیرامون وقایعی که در اجتماع رخ می دهند یکی از مهمترین این وظایف می باشند. با افزایش تعداد وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی های مربوطه هر روزه هم بر تعداد خبرنگاران و هم بر نیاز مردم به اطلاعات افزوده شده است. مدیران بحران در بسیاری از موارد در حین مقابله با بحرانها و اجرای عملیات مربوطه باید با خبر نگاران در ارتباط باشند و به سوالات آنها پاسخ دهند. به همین دلیل مدیریت رسانه ها در شرایط بحران و هماهنگی و برنامه ریزی در این زمینه تبدیل به یکی از اجزای مهم برنامه ریزی و مدیریت بحران شده است. دست اندرکاران مدیریت بحران لازم است بدانند که خبرنکاران در شرایط بحرانی به دنبال چه نوع اطلاعاتی هستند و قادر باشند در صورت نیاز پاسخ های مناسب و درست را در اختیار آنها قرار دهند. با دانستن اینکه خبرنگاران عموما چه سوالاتی خواهند کرد مدیران بحران می توانند ضمن دیدن آموزشهای لازم از قبل، نحوه درست پاسخ دادن و عواقب احتمالی ناشی از ارایه پاسخ های نادرست و یا نامفهوم را هنگام پاسخ دادن به سوالات خبرنگاران دئر نظر بگیرند.

در این رابطه مطالعات زیادی صورت گرفته است ولی یکی از کسانی که مطالعات ارزشمندی در این زمینه انجام داده وینست کوولو (Vincent Covello) است. او پس از بررسی های زیاد بر روی بحرانهای متعدد و سوالاتی که خبرنگاران معمولا در شرایط بحرانی می پرسند به 77 سوال اصلی رسیده است. او معتقد است که بطورکلی خبرنگاران 6 سوال کلیدی دارند و بقیه سوالات پیرامون آن 6 سوال کلیدی می باشند. این شش سوال عبارتند از چه کسی، چه، کجا، چه وقت، چرا و چطور. مخور اصلی سوالات هم سه تا می باشند: 1) چه اتفاقی افتاده است؟ 2) چه عاملی باعث این اتفاق یا بحران شده است؟ 3) معنای آن و یا پیامدهای آن چیست؟

سوالات 77 گانه عبارتند از:
1. نام و عنوان شما چیست؟76. آیا این اقدامت انجام شده اند؟ اگر خیر چرا خیر؟
77. معنای همه این اتفاقات و کارهای انجام شده برای آن چیست؟دانستن اینکه خبرنگاران اصولا چه سوالاتی در شرایط بحرانی از مدیران بحران خواهند داشت این امکان را به مدیران بحران می دهد که با آمادگی بیشتر و با دقت بهتری بتوانند به سوالات پاسخ داده و از وقوع بحران اطلاع رسانی در جین وقوع یک بحران دیگر بکاهند.

غرض از نوشتن این مطلب آن است که توجهات را به یکی از همین پدیده های جالب که در ایران وجود دارد ولی متاسفانه کمتر از این دید به آن نگاه شده است جلب نمایم. آتش فشان تفتان در استان سیستان و بلوچستان تنها آتش فشان فعال ایران است. این آتش فشان در نزدیکی شهر خاش قرار دارد. همانند بسیاری از آتش فشانهای توریستی در دنیا از این آتش فشان نیز گازهای گوگرد منتشر میشوند که در کنار بسیاری از پدیده های دیگر منظره های بسیار دیدنی از شگفتی های خلقت را بوجود می آورند.

در حال حاضر فقط کوهنوردان از این آتش فشان که بلندترین قله منطقه جنوب شرق کشور می باشد لذت می برند و به همین دلیل امکانات لازم برای کوهنوردان تا حدودی فراهم است. با مقداری مطالعه، سرمایه گذاری و برنامه ریزی شاید بتوان این پدیده زیبای طبیعی را نه به عنوان فقط یک مخاطره و بحران طبیعی بلکه به عنوان فرصتی برای کمک به صنعت گردشگری منطقه و کشور مورد استفاده قرار داد. هر کسی فقط یک بار از این آتش فشان زیبا و استثنایی دیدن نماید به اهمیت و ارزش این مساله پی خواهد برد و بدون تردید به آن عشق خواهد ورزید و دیگران را نیز به دیدن از آن تشویق خواهد کرد. امیدوارم که در آینده ای نه چندان دور شرایطی فراهم شود که مردم بیشتری از ایران و جهان بتوانند از این پدیده زیبا دیدن نموده و لذت ببرند.