در پی طوفان های اخیر در آمریکا برخی تغییرات در نحوه مدیریت بحران در سالهای اخیر را عامل بهبود نسبی مدیریت آنها ارزیابی کرده ند. یکی از مهمترین این تفاوتها را می توان در رهبری سازمان مدیریت بحران آمریکا (FEMA) در سالهای بعد از طوفان کاترینا جستجو کرد. در زمان جورج بوش دوم مدیریت سازمان بحران به آقای مایکل برون (Brown) سپرده شد که هیچ تجربه و تخصصی در این زمینه نداشت. مهمترین کار او قبل از انتخابش به این سمت سرپرستی داوران مسابقات اسب سواری بود. طوفان کاترینا در اوایل کارش رخ داد و به دلیل عدم توانایی رهبری این سازمان ده روز بعد از طوفان کاترینا در پی انتقادات گسترده از عملکرد ضعیف فیما مجبور به استعفا شد. اگر چه همه مشکلات مدیریت این بحران به رهبری این سازمان مربوط نمی شد ولی تاثیر آن بعدها بخوبی روشن گردید. از آن زمان به بعد روسای جمهور آمریکا به نقش مهم رئیس این سازمان در مدیریت بحران بیشتر پی برده اند.

مایکل برون، مدیر فیما در زمان طوفان کاترینا در سال 2005
باراک اوباما بعد از روی کار آمدن کریگ فوگیت (Craig Fugate) را به رهبری این سازمان منصوب کرد. او فردی بود که اگر چه تحصیلات دانشگاهی در این زمینه نداشت ولی نردبان ترقی در مدیریت بحران را از یک آتش نشان و سپس مدیر بحران یکی از شهرستانها شروع کرده و تا معاونت و مدیریت بحران ایالات فلوریدا به تدریج پیش رفته بود و علاوه بر کسب تجربیات زیاد در این زمینه در یکی از پر مخاطره ترین ایالات متحده در زمینه مدیریت بحران خدمت کرده بود. رضایت از کار او در ایالت فلوریدا به حدی بود که وقتی فرماندار جمهوری خواه (جب بوش برادر رئیس جمهور وقت) از او خواست تا ریاست سازمان مدیریت بحران ایالت را بر عهده گیرد، ایشان به فرماندار گفتند من یک دموکرات متولد و بزرگ شده ام و فرماندار جمهوری خواه گفت مشکلی نیست من می توانم یک دموکرات در میان مدیرانم داشته باشم.
فوگیت بعد از انتخاب شدن به عنوان رئیس سازمان مدیریت بحران آمریکا تغییرات اساسی را در این سازمان بوجود آورد. اکنون روسای جمهور آمریکا به این نتیجه رسیده اند که رهبری چنین سازمانی را باید به افراد با تجربه، مدیر و مدبر سپرد و جان و مال مردم را به دست افرادی که صرفا در به قدرت رسیدن رئیس حمهور نقش داشته اند نسپرد.
یکی از کارهای مهمی که فوگیت انجام داد گسترش مفهوم "با همه اجتماع" یا whole community بود که هدفش مشارکت دادن و فعال کردن همه سطوح و اقشار جامعه در مدیریت بحران بود که شامل مردم و بخش خصوصی نیز می گردید. این اقدام تاب آوری جمعی و همچنین سرمایه احتماعی را به صورتی نظام مند وارد چرخه مدیریت بحران می نمود. از این رو در طوفانهای اخیر می بینیم که هم مردم و هم بخش خصوصی بسیار فعال تر در کمک رسانی و امداد عمل کردند.

کریک فوگیت، رئیس سازمان مدیریت بحران آمریکا (فیما) در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما
یکی دیگر از کارهای مهم او بعد از به دست گرفتن ریاست فیما آن بود که از تمامی کارکنان فیما خواست تا آماده وارد شدن به عملیات مدیریت بحران در هر زمان و مکانی باشند و به عبارتی همه کارکنان در هنگام بحرانها باید تبدیل به نیروهای عملیاتی شوند و از این رو باید آموزشها و مهارتهای لازم را ببینند.
فوگیت فردی نبود که به دنبال پست و مقام باشد. اینطور که خودش می گوید در تمامی موارد به او بدون اینکه خودش بداند تلفن شده بود و خواسته بودند که مسئولیت جدید را قبول نماید. به هنگام انتخابش برای ریاست فیما از دفتر باراک اوباما به او تلفن کردند و گفتند می خواهیم شما را فردا در واشنگتن ملاقات کنیم. ایشان گفتند کار دارم فردا نمی توانم ولی چهارشنبه آینده می توانم. فرد تماس گیرنده گفتند شما می دانید من از کجا با شما تماس می گیرم و شما را برای چه شغلی در نظر گرفته ایم، جواب ایشان آن بود که من شغل دارم.
از نظر او مدیریت بحران نیاز به داشتن تدبیر و توان تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان است. شما نمی توانید در این شرایط صبر کنید و منتظر تکمیل شدن اطلاعات باشید. زمان در مدیریت بحران ارزشمند ترین چیزی است که یک مدیر باید بتواند بهترین استفاده را از آن ببرد و کمترین مقدار آن را هدر بدهد. به نظر وی ما باید در بحرانها در موارد معقول ریسک پذیر باشیم و تعلل کردن در مواردی که می دانیم وضع وخیم است و یا خواهد شد بیشترین ضربه ها را می زند.
اگرچه با روی کار آمدن ترامپ فوگیت فیما را ترک کرد و به محل سکونت قبلی خود در فلوریدا مراجعت کرد ولی این باور عمومی وجود دارد که نحوه برخورد فیما با طوفانهای اخیر در تگزاس و فلوریدا تا حد بسیار زیادی حاصل تلاشها و مدیریت خوب ایشان در بازسازی فیما و سازماندهی مجددد آن طی 8 سال گذشته بوده است.
نوشته شده توسط دکتر علی عسگری، مجله اینترنتی مدیریت بحران
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:28  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
در بحرانهای اخیر رسانه های اجتماعی نشان دادند که می توانند کمکهای زیادی به افراد آسیب دیده بکنند. این مساله به کرات در طوفان هاروی به اثبات رسید. به عنوان مثال خانواده ای در تگزاس در حالیکه سیل اطراف خانه شان را فرا می گرفت به پشت بام خانه شان رفتند و منتظر کمکهای جستجو و نجات شدند. در حالیکه موفق به برقراری ارتباط به تلفن اورژانس (911) نشدند و کسی هم در اطراف برای دیدن آنها نبود آنها از اپلیکشنی به نام نکست دور (Nextdoor) استفاده کردند تا کمک بگیرند. در کمتر از یک ساعت یکی از هم محله ای ها با یک قایق بزرگ که برای جا دادن همه آنها کافی بود از راه رسید. این فقط یک نمونه از صدها مورد اینچنینی بود که در این روزها در تگزاس و فلوریدا اتفاق افتادند. این داستان گوشه هایی از قدرت رسانه های اجتماعی مانند Nextdoor را نشان می دهند که اگر چه برای ارتباط همسایگان با یکدیگر درست شده اند ولی در ایام سخت و بحرانی می توانند مورد استفاده قرار گیرند. بسیاری از افرادی که در سیل مانده بودند از طریق فیس بوک، تویتر و اپلیکشن های دیگر توانستند با تیم های امداد و نجات و داوطلبان ارتباط برقرار کرده و درخواست کمک نمایند.

این نکته همچنین نشان می دهد که پیوندهای اجتماعی در سطح شهر و محله می توانند در شرایط بحرانی بسیار مفید باشند. همینطور است استفاده از رسانه های اجتماعی برای ارزیابی اولیه خسارات وارده. با داشتن اپلیکشنهای مناسب خانوارها می توانند برآورد اولیه خسارات وارده را انجام دهند.
در حالیکه همه مردم می دانند که باید آب و غذا و برخی چزهای دیگر مانند باطری را حداقل برای سه روز اول پس از بحرانهای بزرگ داشته باشند چون امکان اینکه سازمانهای امدادی بتوانند خودشان را بلافاصله به همه افراد آسیب دیده برسانند کم است، اتفاقات اخیر نشان داده اند که استفاده از رسانه های اجتماعی توانسته است سرعت دسترسی مردم و سازمانها به افراد آسیب دیده را بهتر و بیشتر نموده و جان افراد را نجات دهند.
اگر چه سازمانهای امدادی برای این درست شده اند که به افراد در صورت نیاز کمک برسانند، باید توجه داشت که در بحرانهای بزرگ حجم تقاضا برای کمک بسیار بیشتر از ظرفیت و توان این سازمانه بوده و لذا کمک رسانی و امداد ممکن است با تاخیرهای زیادی صورت پذیرد. علاوه بر این در خیلی از موارد پیش آمده است که سیستمهای ارتباطی سازمانهای امدادی نیز دچار آسیب شده بطوریکه قادر به دریافت تماسهای اضطراری شهروندان نمی باشند. همانطور که بارها نشان داده شده است در فجایع بزرگ مردم و شهروندان اولین نیروهای امدادی هستند که به کمک اعضای خنواده، همسایه ها و همشهری هایشان می روند. در چنین شرایطی داشتن ارتباط با همسایگان و هم محله ای ها می تواند در کمک رسانی بسیار موثر باشد. همسایه ها می توانند اولین خط دفاعی برای همدیگر باشند. در تگزاس ما شاهد آن بودیم که تعدادی از ساکنان یک محله زنجیره انسانی تشکیل دادند تا بتوانند با مهار سیلاب خانمی را که آسیب دیده بود نجات دهند.
اگرچه شنیدن اطلاعات از مجاری رسمی اهمیت زیادی دارد ولی بسیاری از مردم زمانی به این اطلاعات عمل می کنند که آنها را از نزدیکان خود نیز دریافت دارند. رسانه های اجتماعی اکنون چنین انکاناتی را فراهم کرده اند.
بنابراین رسانه های احتماعی منبع بسیار مهمی برای بکار انداختن شبکه های اجتماعی و استفاده از آنها در شرایط بحرانی است. فیس بوک و نکست دور هر دو کاربردها و قابلیتهایشان را در این زمینه بخوبی نشان داده اند. مردمی که از طریق این رسانه ها با هم ارتباط دارند به محض وقوع بحرانها از این ابزارها برای اطلاع رسانی و کمک رسانی به یکدیگر و کلیه کسانی که نیاز به کمک دارند می پردازند. حالا بسیاری از سازمانها نیز از این شبکه ها برای اطلاع رسانی به مردم هم استفاده می کنند چون بخوبی دریافته اند که پیامهایشان با سرعت و پوشش بیشتری از طریق این رسانه ها پخش می شوند.
این مطلب برگرفته شده از مطلبی است که با عنوان (Why Social Media Apps Should Be In Your Disaster Kit) در http://www.govtech.com/social/Why-Social-Media-Apps-Should-Be-In-Your-Disaster-Kit.html منتشر شده است.
ترجمه و تلخیص: دکتر علی عسگری. عضو هیات علمی گروه مدیریت بحران دانشگاه یورک، تورنتو، کانادا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:13  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
بر اساس برآوردهای اولیه طوفان هاروی با بیش از 190 میلیارد دلار خسارت مستقیم رکورد را شکسته است. بسیاری ممکن است بر این باور باشند که این خسارات برای اقفصاد آمریکا چندان زیاد نیست و بنابر این اهمیتی ندارد. ولی واقعیت این است مه بر خلاف خیلی از بحرانها در گذشته و حال، بحرانهایی که در کشورهای صنعتی و قدرتمند اقتصادی رخ می دهند پیامدهای اقتصادی شان به همه نقاط جهان سرایت می کنند و در حقیقت بخشی از خسارات وارده را همه مردم جهان به نوعی خواهند پرداخت.
اما چگونه چنین اتفاقی می افتد.
1-قیمت نفت و محصولات مربوطه: تگزاس در حقیقت یکی از مراکز اصلی تولید و پالایش نفت در آمریکا است. طوفان هاروی به بیش از یک سوم تاسیسات نفتی در این منطقه آسیب های جدی وارد نموده است. این به معنای آن است که تولید محصولات نفتی و از جمله بنزین دستخوش کاهش شده که به همراه آن قیمت بنزین در آمریکا و کشورهای دیگر افزایش می یابد. قیمت بنزین بنزین در چند روز گذشته بیش از 20 سنت در آمریکا و کانادا افزایش یافته و این افزایش در کشورهای اروپایی نیز آشکار شده است. اینکه افزایش قمت تا کجا ادامه داشته و تا چه میزان خواهد بود بستگی به این دارد که این تاسیسات چه زمانی بتوانند به حالت عادی تولید خود برگردند. مساله ای که فعلا نمی توان بطور قطعی در مورد آن نظر داد.

2. افزایش هزینه های بیمه. با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از اموال خسارت دیده شرکتهای بزرگ تحت پوشش بیمه است افزایش خسارات پرداختی توسط شرکتهای بیمه منجر به افزایش نسبی حق بیمه ها خواهد شد که اثرات نهایی خود را بر روی قیمت محصولات تولیدی این شرکتها نشان خواهند داد. این اتفاق به کرات پس از بحرانهای بزرگ قبلی اتفاق افتاده است. ارزش سهام شرکتهای بیمه شروع به کاهش کرده است.
3. افزایش هزینه های دولتی در تگزاس و آمریکا بطورکلی موجب افزایش کسر بودجه و در نتیجه کاهش ارزش دلار در برابر ارزهای دیگر خواهد شد. بنابر این کسانی که دارایی هایی به صورت دلار آمریکا دارند از این کاهش ارزش دلار متصرر می شوند. شاخص ارزش دلار آمریکا به پایین ترین حد خود نسبت به سال 2015 رسیده است. با آنکه همه این نوساناتبخاطر طوفان نمی باشند ولی بخش قابل توجهی از آن مربوط به طوفان است.
4. کاهش ارزش سهام و مشکلات صندوقهای بازنشستگی. بسیاری از صندوقهای بازنشستگی کشورهای جهان برای تامین منابع مالی مورد نیاز خود سهام شرکتهای مختلف را خریداری می کنند. کاهش سود شرکتهای بزرگی که از این طوفان آسیب دیده اند منجر به کاهش سود مورد انتظار صندوقهای بازنشستگی می شود. اگر چه بازار سهام آمریکا در وضعیت خوبی قبل از طوفان نبود ولی طوفان شرایطی را ایجاد می کند که چشم انداز بهبود آن را هم از بین برد. طوفان هاروی تاثیرات خود را بر بازارهای مالی آمریکا و سیاستهای پولی و مالی خواهد داشت.
نتیجه گیری کلی این مطلب آن است که متاسفانه بخش قابل توجهی از هزینه های طوفان نهایتا توسط دیگران پرداخت خواهد شد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 16:28  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
برای کسانی که طوفان هاروی در تگزاس آمریکا را دنبال می کردند این سوال مرتب از سوی مردم و رسانه ها مطرح می گردید که چرا شهردار هوستن دستور تخلیه شهر را صادر ننمود و مردم با باقی ماندن در خانه ها و سکونتگاههای خودشان دچار ریسک بالایی شدند. شهردار در دفاع از تصمیم خود بر این باور بود که پیامدهای ناخواسته تخلیه اضطراری می توانست بسیار بالاتر از پیامدهای طوفان باشد. ایشان این اظهارات را بر اساس تجربیات ناشی از تخلیه اضطراری بعد از طوفان ریتا در سال 2005 مطرح می نمود. در آن طوفان که چند هفته بعد از طوفان کاترینا رخ داد شهر هوستون اقدام به تخلیه اضطراری شهر نمود. در حالیکه مسیر طوفان هنگام رسیدن به خشکی تغییر کرد و اساسا به شهر هوستون وارد نشد. این در حالی بود که تعدادی از مردمی که شهر را تخلیه کردند در اثر سوانح رانندگی و غیره کشته شدند. ضمن آنکه خروج جمعیت چند میلیونی از شهر در زمانی کوتاه موجب بسته شدن راهها و گرفتاری مردم در بزرگراهها شد. گفته می شود از مجموع 113 نفری که در طوفان ریتا کشته شدند 107 نفر آنها بخاطر حوادث مروبوط به تخلیه شهر بود.

شهردار هوستون همچنان نگران آن بود که در حین خروج اضطراری، مردم در ترافیک و بزرگراهها گرفتار شده و طوفان با آنها برخورد کرده و پیامدهای فاجعه بار بیشتری بوجود آورد. بخصوص آنکه بسیاری از بزرگراهها در مناطق سیل گیر قرار دارند. ضمن آنکه افرادی هم ممکن است در اثر حوادث مربوطه کشته شوند.
جالب است بدانیم که بعد از مطالعاتی که در زمینه تخلیه ساختمانها در اثر آتش سوزی انجام گرفته اند، تخلیه اضطراری در اثر طوفانهای دریایی یکی از بالاترین تعداد مطالعات را بخود اختصاص داده اند. هر ساله مقالات زیادی در این خصوص منتشر می گردند. با این حال هنوز بسیاری از مشکلاتی که در این زمینه وجود دارند همچنان حل نشده باقی مانده اند. در این میان تصمیم به تخلیه و یا عدم تخلیه یکی از مسایلی است که تصمیم گیران و مدیران بحران در مناطقی که در معرض مخاطراتی که نیاز به تخلیه اضطراری ممکن است پیدا کنند با آن مواجه هستند. عوامل چندی برای این تصمیم گیری باید مورد توجه قرار گیرند. مهمترین آنها عبارتند از:
1. زمان مورد نیاز برای تخلیه در مقایسه با زمان در دسترس. تصمیم گیران با مقایسه زمان مورد نیاز برای تخلیه و زمان در دسترس می توانند تصمیم بگیرند که آیا تخلیه شهر در زمان در دسترس امکان پذیر است و یا خیر.
2. مسیر طوفان. عامل دیگر در تصمیم گیری آن است که آیا شهر مورد نظر در مسیر طوفان قرار دارد و یا خیر.
3. شدت طوفان. شدت طوفان تعیین می نماید که آیا تهدید به اندازه ای که نیاز به تخلیه شهر باشد می باشد و یا خیر.
4. امکانات پشتیبانی. اگر چه تخلیه در مواردی که تهدید جانی باقی ماندن در محل بسیار بالا است کمتر تحت تاثیر امکانات تخلیه اضطراری است ولی در بسیاری از موارد مسئولان هزینه ها و امکانات تخلیه اضطراری را در تصمیماتشان دخالت می دهند. زمانی که شهرداری فرمان تخلیه اضطراری را صادر می کند لازم است برای مردمی که باید تخلیه شوند امکانات سفر و مکان اسکان و غذا و پوشاک و تامین بقیه نیازها در نظر گرفته شود.
5. امکان تامین امنیت شهر تخلیه شده. به محض آنکه شهروندان ملزم به تخلیه شهر می شوند در حقیقت مسئولیت ایمنی اموال مردم بر عهده شهر خواهد بود.
نکته مهم در زمینه تصمیم گیری تخلیه و عدم تخلیه وجود عدم اطمینان بسیار بالا در تصمیم گیری است. از طرفی اطلاعات کاملی در مورد مسیر طوفان در دست نیست. با آنکه روشهای علمی موجود تا حدودی مسیر طوفانها را در مقیاس کلان مشخص می نمایند ولی مسیر طوفانهای دریایی تحت تاثیر عوامل گوناگون محلی تغییر می نماید. مساله ای که در طوفان ریتا پیش آمد. از طرف دیگر شدت این طوفانها نیز در طول مسیرشان و به هنگام برخورد با خشکی دائما تغییر می کند. اتفاقی که در طوفان هاروی به وضوح شاهد آن بودیم. این طوفان نوسانات زیادی از نظر شدت در طول مسیر داشت. اگر چه با توجه به شرایط جوی موجود پیش بینی می گردید که شدت طوفان به هنگام برخورد با خشکی افزایش یابد ولی این نوسان خیلی سریع صورت گرفت و لذا زمان در دسترس برای تخلیه شهر برای مسولان شهری را به شدت کاهش داد. به عبارت دیگر زمانی که مسولان متوجه شدند طوفان با شدت زیاد شهر را خواهد گرفت زمان کافی برای تخلیه اضطراری جمعیت میلیونی شهر و منطقه آن عملا وجود نداشت. شاید تنها کاری که اگر آمادگی قبلی در مورد آن صورت گرفته بود قابل انجام بود تخلیه مرحله ای و یا تخلیه مناطق با خطر بالا بود.

در مجموع این طوفان بار دیگر نشان داد که توانایی بشر در آمادگی و مقابله با این مخاطرات بسیار پایین است و بهترین راه برای مدیریت بلند مدت بحران پیشگیری و کاهش ریسک است که در راس آنها جلوگیری از ساخت و ساز و توسعه شهری در مناطق در معرض خطر و تخریب طبیعت و محیط که خط مقدم مقابله با مخاطرات هستند می باشد.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:46  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|