بلافاصله پس از بحرانها انبوه کمکهای مردمی است که توسط افراد و سازمانها جمع آوری و روانه مناطق آسیب دیده از حوادث می شوند. حجم زیادی از اقلام خوراکی و غذایی، آب معدنی و سایر نوشیدنی ها، لباس و لوازم بهداشتی و وسایل گرمایی و آشپزی و مانند آنها توسط انواع وسایل نقلیه به مناطق آسیب دیده حمل و در آنجا انبار و یا دپو می شوند. دراین مواقع عدم مدیریت درست کمک های مردمی می تواند تبدیل به بحرانی در حین بحران شود. این مطلب ترجمه و برداشتی آزاد از مطلبی است که توسط جیم بروان از اداره مدیریت بحران کالیفرنیا نوشته شده است که نکات خوبی را در این زمینه به مدیران بحران می آموزد.
جیم بروان حدود بیست سال پیش مدیریت کمکهای مردمی پس از حوادث یازده سپتامبر در نیو یورک را عهده دار بود. او برای قبول این مسئولیت از شهر آلبانی به نیویورک منتقل شد. در این زمان مرکز عملیات مدیریت بحران نیویورک که در مکانی زیرزمینی مخصوص جنگهای سرد بود بطور کامل فعال بود و جیم با ورود به این مرکز کارش را شروع کرد. در این زمان بلافاصله معاون اداره مدیریت بحران ایالت نیویورک پرده از بحران دیگری که در حال وقوع بود برداشت. این بحران چیزی جز انباشته شدن حجم زیادی از کالاهای اهدایی مردم که از روی خیرخواهی و با نیات انسان دوستانه داده شده بودند ولی لزوما همه آنها قابل استفاده نبودند نبود. از همان روزهای اول بحران مردم و سازمانهای مختلف شروع به اهدای کمک های جنسی نمودند که از دیدگاه مدیران بحران فقط یک خروار جنس بودند که همه جای شهر، از نزدیکی محل حادثه تا بقیه جاهای شهر دپو شده بودند. صرف نظر از کیفیت اجناس و نحوه توزیع آنها، انباشته شدن آنها دسترسی به محل سانحه و رفت و آمد وسایل امدادی را با مشکل مواجه کرده بودند. در این شرایط اولین وظیفه جیم و تیمی که تشکیل داده بود آن بود که این وضعیت و کمکهای اهدایی مردمی را مدیریت و سامان دهد. در واقع آنها باید این کمکها را سازماندهی و انبار می کردند.
اولین اولویت تیم جیم آن بود که خیابانها را از وجود این اقلام پاکسازی نماید. قدم های بعدی شامل سازماندهی اجناس، دسته بندی و نهایتا استفاده مناسب از آنها از طریق توزیع و مانند آنها بود. آنها این کار را با در اختیار گرفتن یک ساختمان دولتی رها شده که قبلا بیمارستان روان درمانی بود شروع کردند. از نظر آنها این مکانی ایده آل نبود ولی برای شروع لازم بود. آنها برای انتقال اقلام از گوشه و کنار شهر به این مکان از نیروها و وسایل نقلیه گارد ملی کمک گرفتند. ظرف دو هفته آنها سه انبار دیگر را راه اندازی و به عملیات اضافه کردند. اینها چند انبار در حوالی بندر نیویورک و نزدیک به آن بودند که متعلق به سازمانهای مختلف دولتی و غیر دولتی بودند. مثلا یکی از این انبارها توسط یک شرکت خصوصی اهدا شده بود. تعدادی سازمان داوطلبانه مردمی و نیروهای ذخیره ارتشی برای مدیریت این انبارها بکار گرفته شدند. بزرگترین این انبارها 46000 متر مربع مساحت داشت. یکی از نهادهای خیریه مذهبی و یک سازمان جوانان داوطلب به همراه تیم هایی از شرکتهای خصوصی در مدیریت این انبار کمک می کردند.
قطعا وقتی این کمکها در انبارها جمع و سازماندهی شدند همه به عظمت حجم کمها و سخاوت مردم در شرایط بحرانی پی بردند. در این انبارها در حقیقت اجناسی بودند که ارزش مالی بسیار بالایی داشتند و از اسباب بازی گرفته تا سطل و جارو و بیل و لباس و آب معدنی و غیره را شامل می شدند. جیم می گوید تقریبا در این انبارها هر چیز که فکرش را بکنید وجود داشت. مثلا تعداد زیادی پاپوش سگ هدیه شده بودند چون مردم می دیدند که سگهایی که مشغول جستجو در خرابه ها بودند پاهایشان زخم شده بود. یا در یکی از مصاحبه ها ی تلوزیونی زنده از محل حادثه، یکی از آتش نشانان گفت هوا سردتر از آنچیزی است که فکرش را می کرده و احتمالا بخاطر این است که لباس زیر مناسب نپوشیده و یا نداشته است. می توانید حدس بزنید که چه اتفاقی افتاد، بلافاصله بعد از مشاهده این صحنه، مردم حجم زیادی از نوع لباسهای زیر بلند هدیه کردند که همه روانه انبارها شدند.
این عملیات از نظر سازماندهی و نوع فعالیتها و تماسها بسیار متنوع بود. بخشی از ساختمانهایی که مورد استفاده قرار گرفته بودند وافعا به منظور انبار ساخته نشده بودند، ولی جیم و تیمش مجبور بودند به بهترین شکل ممکن از آنچه در اختیار داشتند استفاده کنند. سازمانهای زیادی زمان و نیروی انسانی در اختیار تیم جیم قرار دادند تا به نیروهای امدادی و مدیریت بحران کمک کنند.
جیم می گوید در اثنای این عملیات با خانمی از ایالت کارولینای جنوبی مواجه شد که یک ماشین پر از جنس داشت که می خواست هدیه کند. این در حالی بود که جیم می گوید یکی دیگر از وظایفش این بود که نگذارد اجناس دیگری به اجناس موجود اضافه شود. او می گوید من سعی کردم بطوری که ناشناس بمانم با این خانم تماس بگیرم و قانعش کنم که بهتر است بجای این اقلام کمک مالی بنماید. او بلافاصله من را شناخت و بدون تامل گفت ما ماشینی پر از وسایل داریم و می خواهیم بدانیم به کجا باید ارسال نماییم. من در جواب به ایشان گفتم از لطف شما سپاسگذاریم خانم محترم ولی ما به اقلام کمکی بیشتری نیاز نداریم، در حقیقت ما بیش از نیازمان فعلا جنس در انبارها داریم. بهتر است آن اجناس را در شهر و محل خودتان هدیه کنید و به مصرف درستی برسانید. خانم در جواب گفت "آقای محترم، شما متوجه نیستید، کلیسای شهر ما همه این اجناس را جمع آوری و بار کامیون کرده و در میدان اصلی شهر همه مردم به آنها دعا کرده و توسط کشیش شهر هم تبرک شده اند. الان فقط می خواهیم بدانیم آنها را به کجا بفرستیم. جیم می گوید جوابی جز سکوت نداشتم. بعد از چند ثانیه گفتم لطفا اجناس را به فلان انبار در نیو جرسی بفرستید.
مدیریت کمکهای مردمی در شرایط بحران بیشتر از فرار از دست رسانه ها و خبرنگاران است. کاری بیشتر از اطمینان پیدا کردن از استفاده درست ار منابع و امکانات است. حتی بیشتر ازرساندن این اجناس به افراد نیازمند به آنها است. در حقیقت مردم هم به "دادن کمک" در این شرایط نیاز دارند. مدیریت بحران باید بتواند این نیاز مردم را هم مدیریت کند. مردم در شرایط بحرانی سخاوت به خرج می دهند که واقعا باعث خوشحالی و افتخار است. این یکی از وجوه فراموش نشدنی در این حرفه است.
این مطلب ترجمه آزادی از مطلب زیر است که به دلیل اهمیت موضوع و همچنین نگرش خاص نویسنده به مدیریت کمکهای مردمی پس از بحرانها ترجمه و خدمت شما ارایه می شود.
Donations Management: Handling the Second Disaster
BY JIM BROWN, CALIFORNIA GOVERNOR’S OFFICE OF EMERGENCY SERVICES’ PREPAREDNESS BRANCH / APRIL 2, 2019
https://www.govtech.com/em/disaster/Donations-Management-Managing-the-Second-Disaster.html
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۸ساعت 5:10  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۸ساعت 9:15  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
شاید باور نکنید اگر بگوییم بحران سیل یکی از فراگیر ترین بحرانها در جهان است. کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته همه هر ساله در معرض این خطر قرار دارند. اصولا هر جا آب هست امکان وقوع سیل نیز هست و هر کجا که آب هست معمولا مردم و فعالیتها هم هستند و بنابر این بطور بالقوه در معرض خطر سیلاب می باشند. بطور تاریخی مردم و شهرها در مکانهایی مستقر شده اند که آب وجود داشته است و اینها معمولا جاهایی مانند کنار دریاها، رودخانه و سرزمینهای کم ارتفاع و همراه با بارش می باشند. هر ساله تعداد زیادی حادثه سیل در گوشه و کنار دنیا اتفاق می افتند و با خود تلفات و خسارات سنگینی ببار آورده و تعداد زیادی از خانوارها را بی خانمان می نمایند. اگر چه اغلب ما سیل را جزء بلایای طبیعی قلمداد می کنیم ولی بسیاری از حوادث سیل بخصوص در دهه های اخیر در حقیقت بلایای انسان ساز هستند که در اثر مداخلات نادرست مردم در طبیعت و محیط بوجود می آیند. سیلهای اخیر در ایران غالبا از این نوع حوادث هستند. بی توجهی به علایم طبیعی و ساخت و ساز در مسیر آب و غیر مقاوم در برابر بارش باعث خسارت و تلفات می شوند. مشکل آن است که کسانی که امروز متوجه این خسارات و تلفات می شوند لزوما کسانی نیستند که نقشی در مداخلات در طبیعت داشته اند و یا به هنگام وقوع سیل در محلی نامناسب بوده اند. متاسفانه بسیاری از آنها نسل جدید، مهاجر و یا مسافرانی هستند که بدون آشنایی با محیط و گذشته آن در مناطق در معرض سیل سکنی گزیده و یا آنها را برای تفریح و تفرج انتخاب کرده اند.
در حالی که این مطلب را می نویسم مردم در بسیاری از کشورهای دنیا در حال تجربه حادثه و بحران سیل هستند. بخشهای زیادی از کشورهای ایران، افعانستان، یونان، کانادا، آمریکا و غیره در حال مبارزه با آبهای اضافی هستند که شهر و محل سکونتشان را اشغال کرده اند.
در سال 2018 سیل بیش از 35.4 میلیون نفر در دنیا را تحت تاثیر مستقیم قرار داد. اگر چه بخش عمده ای از آن مربوط به کشور هندوستان می باشد ولی بسیاری از مردم در کشورهای دیگر نیز دچار حوادث سیل شدند. در مجموع در این سال حوادث سیل 2859 کشته برجای گذاشتند که هند با بیشترین کشته (504) در ابتدای لیست و ژاپن و نیجریه هر کدام با 220 و 199 در ردیفهای بعدی قرار داشتند.
از سال 2000 تا 2017 سالانه بطور متوسط 5424 نفر در دنیا در اثر سیلاب کشته شده و 86.7 میلیون نفر هم از سیل متاثر شده اند. این ارقام بسیار کمتر از ارقام مربوط به سایر حوادث طبیعی است.
بر اساس داده های بانک اطلاعات جهانی بحرانها (EMDAT) از سال 1329 در ایران حوادث سیل گزارش شده اند. تا کنون بیشترین تلفات سیل مربوط به حوادث سیلاب سالهای 1333 و 1335 هر کدام با 2000 و 1000 کشته می باشند. بیشترین تعداد حوادث سیل در کشور به سال 1366 مربوط می شود. در این سیلابها 865 نفر کشته شدند. در سال 1372 نیز 3 حادثه سیلاب منجر به کشته شدن 781 نفر شدند. جدول زیر فهدستی از حوادث سیل گزارش شده در این بانک اطلاعاتی را از سال 1329 تا کنون نشان می دهد.
| سال | تعداد حادثه | تعداد تلفات |
| 1329 | 1 | 52 |
| 1330 | 1 | 225 |
| 1332 | 2 | 732 |
| 1333 | 1 | 2000 |
| 1335 | 1 | 1000 |
| 1336 | 1 | 122 |
| 1345 | 1 | 42 |
| 1347 | 1 | 30 |
| 1348 | 1 | 20 |
| 1359 | 2 | 256 |
| 1360 | 1 | 58 |
| 1365 | 2 | 265 |
| 1366 | 6 | 865 |
| 1367 | 1 | 90 |
| 1368 | 1 | 0 |
| 1369 | 1 | 0 |
| 1370 | 4 | 56 |
| 1371 | 2 | 63 |
| 1372 | 3 | 781 |
| 1373 | 3 | 39 |
| 1374 | 3 | 27 |
| 1375 | 3 | 49 |
| 1376 | 2 | 13 |
| 1377 | 3 | 157 |
| 1378 | 4 | 81 |
| 1379 | 3 | 10 |
| 1380 | 4 | 476 |
| 1381 | 3 | 61 |
| 1382 | 1 | 0 |
| 1383 | 2 | 40 |
| 1384 | 4 | 109 |
| 1385 | 1 | 14 |
| 1386 | 1 | 12 |
| 1387 | 2 | 22 |
| 1391 | 1 | 7 |
| 1393 | 1 | 37 |
| 1394 | 5 | 52 |
| 1396 | 2 | 60 |
| 1397 | 1 | 9 |
با آنکه ایران کم و بیش تجربه سیل داشته است ولی سیلابهای اخیر به دلیل بارندگی هایی که پس از یک دوره طولانی خشکسالی در بسیاری از نقاط کشور به وقوع بپیوستند پیامدهای انسانی و مالی مخربی بر جا گذاشتند که در مقایسه با گذشته بسیار وسیعتر بوده اند. در مطالب بعدی در مورد مدیریت بحران های سیلاب خواهیم نوشت.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۸ساعت 9:35  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|
جایزه نوبل اقتصاد سال 2017 به پروفسور ریچارد تالر (Richard Thaler) تعلق گرفت. قاعدتا ایشان باید نظریه مهمی را ارایه کرده باشند که مستحق دریافت این جایزه مهم بین المللی باشند. البته همینطور است. در این نوشته کوتاه بر آنیم تا نظریه ایشان را که به نام Nudge Theory که در فارسی به "نظریه تلنگر" و یا "نظریه سقلمه" ترجمه شده است را به اختصار توضیح داده و با کاربردهای احتمالی آن در مدیریت ریسک و بحران آشنا شویم. امیدوارم این بحث بتواند زمینه تحقیقات بیشتری را برای علاقمندان فراهم نماید.

نظریه تلنگر از جمله نظریات اقتصاد رفتاری (behavioral economics) است که فروض اقتصاد کلاسیک مبنی بر اینکه انسانها در تصمیماتشان بطور عقلایی تصمیم می گیرند را به چالش می کشند. بر خلاف اقتصاددانان کلاسیک، دانشمندان اقتصاد رفتاری بر این عقیده اند که انسانها در تصمیماتشان لزوما عقلایی عمل نمی کنند و در تصمیم گیری ها و انتخاب شان تحت تاثیر عوامل مختلف از جمله احساسات، شرایط محیطی و اجتماعی و مانند آنها قرار دارند. به عبارت دیگر در خیلی از مواقع اگر به افراد تلنگری وارد شود، آنها تصمیمات بهتری می گیرند. بنابر این می توان با شناخت بیشتر رفتارهای تصمیم گیری افراد و سازمانها، آنها را تا حدودی اصلاح نمود. آنچه کار ریچارد تیلور را برجسته می کند این است که می گوید تصمیمات غیر عقلایی افراد و سازمانها هم قابل پیش بینی و بنابر این قابل هدایت و تغییر می باشند.

اگر چه این نظریه ابتدا در اقتصاد و علوم رفتاری مطرح شد ولی دامنه کاربرد آن به رشته های مختلف از جمله مدیریت ریسک و بحران و بلایا سرایت کرده است. سقلمه در حقیقت همان تحریک و تشویق افراد به انجام کاری با نوک ارنج است. بنا به قول ریچارد تیلور تلنگرها در واقع همان تغییرات جزیی در محیط هستند که بر تصمیمات ما اثر می گذارند. به عبارت دیگر تلنگر ها روش هایی ساده برای به اصطلاح به راه آوردن افراد برای انجام کاری می باشند. بر اساس این نظریه ما می توانیم با انتقال دقیق تر پیامها، طراحی بهتر گزینه ها و ایجاد یک گزینه از پیش انتخاب شده (default option) این تلنگر ها (سقلمه ها) را به افراد وارد آوریم. بطوریکه بدون آنکه فشار و زوری در کار باشد افراد گزینه مطلوب تر را انتخاب نمایند. به طور خلاصه تلنگرها در حقیقت تکنیکهایی کم هزینه، کارا و ساده ای هستند که باعث تغییر انتخابهای افراد می شوند. ریچارد تالر و کاس سانستاین این تکنیکها را در کتابی به نام "سقلمه: بهبود تصمیم گیری در زمینه بهداشت، ثروت و شادکامی" (Nudge: Improving Decisions about Health, Wealth, and Happiness) تشریح کرده اند. در این کتاب آنها نشان می دهند که چگونه معماری و طراحی گزینه ها ی قابل انتخاب می تواند برای راهنمایی افراد در انتخاب گزینه های بهتر بدون آنکه قدرت انتخاب آنها را محدود نموده و یا مانع عمل افراد شود بکار گرفته شوند. به عنوان مثل تالر و سانستاین شش اصل مهم مداخله در این زمینه را مطرح می کنند که در حقیقت همان تلنگرهای مثبت هستند که انتخاب افراد را کاراتر می کنند:
- درک اینکه افراد در انتخابشان محتملا گزینه از پیش تعیین شده را انتخاب می کنند. افراد یا به دلیل تنبلی و یا نداشتن وقت و حوصله ترجیح می دهند گزینه از پیش داده شده به آنها را انتخاب کنند. بنابر این در صورتی که بخواهیم گزینه مطلوب از نظر اجتماعی را انتخاب کنند بهتر است آن را به صورت پیش گزینه به آنها معرفی نماییم.
- اجازه و یا امکان خطای انسانی را بدهید. در اصطلاح خودمان انسانها جایز الخطا هستند. به همین خاطر بهتر است هشدارهای لازم در مورد انتخاب های نادرست و اشتباه به آنها داده شود.
- اجازه بازخورد را بدهید بطوریکه افراد بتوانند از اشتباهات خود درس بگیرند.
- توجه به نقشه ریزی تصمیم گیری و نحوه انتخاب گزینه ها بطوریکه افراد بتوانند پیامدهای انتخاب و تصمیماتشان را بخوبی درک کنند.
- استراتژی های مختلف را برای چیره شدن بر موقعیتهای انتخابهای پیچیده در نظر بگیرید.مانند ارایه اطلاعات در مورد انتحابهایی که افراد مشابه انجام داده اند
- استفاده از تکنیکهای سنتی تر اقتصادی مانند قیمتها و مشوقها برای تاثیر گذاری بر انتخاب افراد.
آنها در همین کتاب تلنگرها را به دو دسته خود و بد تقسیم می کنند. از نظر آنها خیلی از ترفندهای بازاریابی که بر انتخاب افراد اثر می گذارند در حقیقت تلنگرهای بدی هستند که با هدف حداکثر کردن سود عرضه کنندگان محصول و نه حداکثر کردن رفاه اجتماعی صورت می گیرند.
در مدیریت بحران هم تصمیم گیران زیادی وجود دارند (افراد، سازمانها، دولتها، سیاستمداران و غیره) که هر روز در حال تصمیم گیری بین گزینه ها، محصولات، سیاستها، استراتژی های مختلف قبل، حین و بعد از بحرانها هستند. به عنوان مثال افراد در بین کالاهای مختلف در یک فروشگاه، جعبه شرایط اضطراری (Emergency Tool Kit) را هم ممکن است ببینند ولی آن را در سبدشان نمی گذارند. افراد در بین انواع بیمه، بیمه زلزله و یا سیل و غیره را هم ممکن است ببینند ولی آنها را انتخاب و خریداری نمی کنند. افراد در شرایط آب و هوایی بد تصمیم به سفر می گیرند. هر چند دیده شده است که همین افراد اگر ببینند که دوست و یا همکار خود این محصولات و یا خدمات را خریده اند و یا در منزل مانده اند ممکن است ترغیب شوند که آنها هم این محصولات و یا خدمات را بخرند و یا از سفر پرهیز نمایند. این مثالها را می توانید به همه کالاها، محصولات، سیاستها و گزینه های دیگر و همچنین بقیه تصمیم گیران اعم از سازمانهای خصوصی و عمومی تعمیم دهید. مبحث اساسی نظریه تلنگر این است که ما ممکن است بتوانیم با قبول اینکه افراد لزوما عقلایی عمل نمی کنند و در انتخابهایشان دچار اشتباه و تورش می شوند ولی در عین حال تحت تاثیر نحوه ارایه گزینه ها و تلنگرهایی که به آنها وارد می شوند قرار می گیرند بر انتخابهایشان اثر بگذاریم و آنها را ترغیب به انتخابهایی کنیم که در راستای کاهش خطر و پیاندهای آنها می باشد. مطالعات و بررسی های بیشتری در این زمینه مورد نیاز می باشند تا بتوان از ظرفیتهای این نظریه در مدیریت بحران استفاده نمود.
نوشته: دکتر علی عسگری، دانشگاه یورک- مجله اینترنتی مدیریت بحران و سوانح
http://disasterman.blogfa.com/
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ساعت 12:50  توسط دکتر علی عسگری- Dr. Ali Asgary
|